♥اشک سرد♥

بهش بگین دوسش دارم اما چرابامن اینجور کردی...؟

این وبلاگ فعلاااا تعطیله

با عرض سلام وپوزش خواستم بگم به دلایلی که برام پیش اومده این وبلاگ فعلا تعطیله ممنون از همه تو بااااااااای

[ چهارشنبه یازدهم تیر 1393 ] [ 11:54 ] [ مصطفی..♥ ] [ ]


خدایااااااااااااا چرا من؟؟


[ چهارشنبه سیزدهم آذر 1392 ] [ 18:55 ] [ مصطفی..♥ ] [ ]


پسری تنها


این منم پسری تنها

روزگارم تیره و این روزهایم تیره تر

یا به نوعی روبه ویرانیست دنیام دیگر

من که چشمم خواب دریا دیده بود

عکسش از دریا شده یک آسمان بارنده تر

سرنوشت من گره خورده است با غم

لحظه های مرده ام تاوان یک تردید شده

تا که تقویمم دهد خبر از یک عمر تلخی

مرگ من در این غزل چون اتشی خواهد شد و

بعد جز خاکستری از من نمیماند….

[ دوشنبه پنجم فروردین 1392 ] [ 15:55 ] [ مصطفی..♥ ] [ ]


 

خنده های ما

در خلال راز های زندگی ،

در عبور روزهای کودکی ؛

و در شروع یک بلوغ مخملی

گم شدند ...

آه زندگی !

زود اعتراف کن !

خنده های ما کجاست ؟

دست و نزد کیست ؟

آه زندگی ...

آی زندگی ...

زود و زود و زود

تند و تند و تند

پاسخم بده ...

[ دوشنبه پنجم فروردین 1392 ] [ 15:31 ] [ مصطفی..♥ ] [ ]



خداحافظ

 

خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن

ببین هم گریه هام از عشق .چه زندونی برام ساختن

خداحافظ گل پونه .گل تنهای بی خونه

لالایی ها دیگه خوابی به چشمونم نمی شونه

یکی با چشمای نازش دل کوچیکمو لرزوند

یکی با دست ناپاکش گلای باغچمو سوزوند

تو این شب های تو در تو . خداحافظ گل شب بو

هنوز آوار تنهایی داره می باره از هر سو

خداحافظ گل مریم .گل مظلوم پر دردم

نشد با این تن زخمی به آغوش تو برگردم

نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم

از این فصل سکوت و شب غم بارونو بردارم

نمی دونی چه دلتنگم از این خواب زمستونی

تو که بیدار بیداری بگو از شب چی می دونی

تو این رویای سر دم گم .خداحافظ گل گندم

تو هم بازیچه ای بودی . تو دست سرد این مردم

خداحافظ گل پونه . که بارونی نمی تونی

طلسم بغضو برداره .از این پاییز دیوونه

خداحافظ...

[ شنبه سوم فروردین 1392 ] [ 18:45 ] [ مصطفی..♥ ] [ ]


نمیدانم زندگی چیست؟؟ اگر زندگی شکستن سکوت است سالهاست که من سکوت را شکسته

ام۰ اگر زندگی خروش جویبار است سالهاست که من در چشمه ی جوشان زندگی جوشیده ام

اما این نکته را فراموش نمی کنم که زندگی بی وفاست زندگی به من آموخت که چگونه اشک

بریزم اما اشکانم به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم

پرسید : به خاطر کی زنده هستی؟ با اینکه دوست داشتم با تمام وجود داد بزنم به خاطر تو...

گفتم به خاطر هیچ کس پرسید : پس به خاطر چی زنده هستی؟ با اینکه دلم می خواست داد

بزنم به خاطر دل تو... گفتم بخاطر هیچ چیز پرسیدم : تو بخاطر چی زنده هستی؟ در حالیکه

اشک توی چشماش جمع شده بود گفت:بخاطر کسی که بخاطر هیچ چیز زندست



[ شنبه سوم فروردین 1392 ] [ 16:43 ] [ مصطفی..♥ ] [ ]


باید بد جنس باشی ...!!! تا عاشقت باشند ...!!!


باید خیانت کنی ...!!! تا دیوو نه ات باشند ...!!!


باید دروغ بگی ...!!! تا همیشه تو فکرت باشند ...!!!


باید هی رنگ عوض کنی ...!!! تا دوستت داشته باشند ...!!!


اگه ساده ای ...!!! اگه باوفایی ...!!! اگه یک رنگی ...!!!


همیشه تنهایی ...!!!

 

[ شنبه سوم فروردین 1392 ] [ 16:39 ] [ مصطفی..♥ ] [ ]


میخوام بگم !

 

 
 
 
 

تا حالا بهت نگفتم ولی حالا می خوام بگم بی تو میمیرم ..

 

می خوام بگم تو دنیای منی ..

 

می خوام بگم با تو بودن چه لذتی داره ..

 

می خوام بگم دوست دارم فقط به خاطر خودت !!

 

می خوام بگم هر وقت اراده کنی برات میمیرم !

 

می خوام بگم که می خوام دلمو فرش زیر پات کنم ..

 

می خوام بگم اگه یه روز نبینمت چقدر دلم برات تنگ میشه !!

 

می خوام بگم نبودنت برام پایان زندگیه !!

 

می خوام بگم به بلندی قله اورست و پهناوری اقیانوس اطلس دوست دارم …

 

می خوام بگم یه گوشه چشاتو به همه دنیا نمیدم …

 

می خوام بگم هیچ وقت طاقت هجرتو ندارم …

 

می خوام بگم مثل خرابه های بم خرابتم …

 

می خوام بگم هر جور که باشی دوست دارم !!

 

می خوام بگم غم تو رو به شادی دیگران نمیدم !!

 

می خوام بگم اگه حتی من رو هم دوست نداشته باشی من دوست دارم ..

 

می خوام بگم مثل نفسی برام اگه نباشی منم نیستم …

 

می خوام بگم هر شب با خیالت می خوابم !!

 

می خوام بگم جایگاه همیشگی تو قلب منه !!

 

می خوام بگم حاضرم قشنگترین لحظه هام رو با سخت ترین دقایقت عوض کنم ..

 

می خوام بگم لحظه ای که تو رو میبینم بهترین لحظه زندگیمه !!

 

می خوام بگم در حد پرستش دوست دارم ….!

 

[ شنبه سوم فروردین 1392 ] [ 13:10 ] [ مصطفی..♥ ] [ ]


میخواهم برایت تنهایی را معنی کنم!

در ساحل کنار دریا ایستاده ای

هوای سرد‌‌...

صدای موج...

انتظار انتظار انتظار...

به خودت می آیی

یادت می اید دیگر نه کسی است که از پشت بغلت کند

نه دستی که شانه هایت را بگیرد

نه صدایی که قشنگ تر از صدای دریا باشد

اسم این تنهایی است...

[ شنبه سوم فروردین 1392 ] [ 13:5 ] [ مصطفی..♥ ] [ ]


وقتی نمیدونی تو دلت چی میگذره !

وقتی نمیدونی از این دنیای لعنتی چی میخوای!

وقتی قبل از اینکه چیزی رو بخوای اون چیز نابود میشه !

وقتی همهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ باهات قهرند!

وقتی نفـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرین شده ای

چه دلیلی داره که ارزوییـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ داشته باشی؟

 چه دلیلی داره چیزی رو دوستـــــــــــــــــــ داشته باشی ؟

چه دلیلی داره به زندگیــــــــــــــــــــــ ادامه بدی؟

[ شنبه سوم فروردین 1392 ] [ 11:33 ] [ مصطفی..♥ ] [ ]